این وبلاگ جهت سهولت دسترسی مبلغان به منابع مختلف راه اندازی شده وهنوز در اول راه است. از کلیه کسانی که مایل به همکاری با این وبلاگ بوده و یا انتقاد وپیشنهادی درجهت بهبودی این وبلاگ دارند خواهشمند است ازطریق ایمیل همکاری خود را اعلام نمایند. همچنین چنانچه در هر کدام از پست ها اشتباه تایپی وجود داشت در قسمت مربوط به نظرات همان پست ما را آگاه سازید.
قال رسول الله (ص) من اکل ما یشتهی ولبس ما یشتهی ورکب ما یشتهی لم ینظر الله الیه حتی ینزع اویترک مثل المومن کمثل السنبله تخر مره (گاهی فرو می افتد) و تستقیم مره وسئل من اشد الناس بلاءا فی الدنیا فقال انبیون ثم الاماثل فالاماثل و یبتلی المومن علی قدر ایمانه و حسن عمله فمن صح ایمانه وحسن عمله اشتد بلاوه ومن سخف ایمانه و ضعف عمله قل بلاوه من انقطع رجاءه مما فات استراح بدنه و من رضی بما قسمه الله قرت عینه ان عظیم البلاء یکافئ به عظیم الجزاء فاذا احب الله عبدا ابتلاه فمن رضی قلبه عندالله الرضی ومن سخط فله السخط
من تفاقر افتقر مداراه الناس نصف الایمان و الرفق بهم نصف العیش لیس منا من غش مسلما او ضره او ماکره الاناه من الله و العجله من الشیطان ان من تعلم العلم لیماری به السفهاء (درافتادن با نادانان) او یباهی به العلماء او یصرف وجوه الناس الیه لیعظموه فلیتبوء مقعده من النار
راهبی بنام شمعون بن لاوی از پیامبر اکرم (ص) پرسید: اخبرنی عن العقل و کیف هو
... فقال ... ان الله خلق العقل فقال له اقبل فاقبل و قال له ادبر فادبر فقالالله تبارک و تعالی و عزتی و جلالی ما خلقت خلقا اعظم منک و لااطوع منک بک ابدء وبک اعید لک الثواب و علیک العقاب ( بر معیار تو )
و اما علامه الموقن فسته ایقن بالله حقا مآمن به و ایقن بان الموت حق فحذره و ایقن بان البعث حق فخاف الفضیحه و ایقن بان الجنه حق فاشتاق الیها(شیفته آن است) و ایقن بان النار حق فظهر سعیه للنجاه منها و ایقن بان الحساب حق فحاسب نفسه (ازنفس خود حساب می کشد)
واما علامه الحاسد فاربعه الغیبه و التملق والشماته بالمصیبه (شاد شدن از گرفتاری دیگران)
یا شمعون ان لک اعداء یطلبونک و یقاتلونک لیسلبوا دینک من الجن والانس فاما الذین من الانس فقوم لا خلاق لهم فی الاخزه ولا رغبه لهم فیما عند الله انما همهم تعییر الناس باعمالهم لایعیرونانفسهم ولایخاذرون اعمالهم اذا راوک صالحا حسدوک و قالوا مراء (باتنوین کسره) و ان راو فاسدا قالوا لاخیر فیه
واما اعدائک من الجن فابلیس و جنوده فاذا اتاک فقال مات ابنک فقل انما خلق الاحیاء لیموتوا و تدخل بضعه منی الجنه فاذا اتاک و قال قد ذهب مالک فقل الحمدلله الذی اعطی و اخذ و اذهب عنی الزکاه فلا زکاه علی واذا اتاکوقال لک الناس یظلمونک وانت لاتظلم فقل انما لسبیل – یوم القیامه – (عقاب) علی الذین یظلمون الناس و ما علی المحسنین من سبیل و اذا اتاک و قال لک مااکثر احسانک فقل اسائتی اکثر من احسانی و اذا اتا وقال لک ما اکثر صلاتک فقل غفلتی اکثر من صلاتیو اذا قال لک کم تعطی الناس فقل ما اخذ اکثر مما اعطی ...
وصیت پیامبر اکرم (ص) به معاذ بن جبل هنگام اعزام اوبه یمن
یا معاذ علیک بالرفق والعفو فی غیر ترک الحق... و اعتذر الی اهل عملک ( از کارگزاران خود پوزش بخواه) فی کل امر خشیت ان یقع الیک منه عیب حتی یعذروک ( تا معذورت دارند) ... ولیکن اکثر همک الصلاه فانها راس الاسلام بعدالاقرار بالدین ... ولا تخف فی الله لومه لائم ...
مالی اری حب الدنیا قد غلب علی کثیر من الناس حتی کان الموت فی هذه الدنیا علی غیرهم وجب وحتی کان ما سیمعون من خبر الاموات قبلهم عندهم کسبیل قوم سفر عما قلیل الیهم راجعون ( تا آنجا که وقتی خبرمردگان پیش از خود را می شنوند می پندارند که آنان به مسافرتی رفته اند و به زودی نزد اینان بر میگردند ) تبوئونهم اجداثهم وتاکلون تراثهم وانتم مخلدون بعدهمهیهات هیهات لقد جهلوا و نسوا کل موعظه فی کتاب الله و آمنوا شر کل عاقبه سوء و لم یخافوا نزول فادحه و لابوائقکل حادثه
ای علی در بهشت چیزی زیباتراز مار و طاووس نبود و مار چهار پا مانند پاهای شتر داشت و ابلیس توسط او آدم را فریفت پس خدا بر او خشم گرفت و پاهایش را از او گرفت خدا برطاووس نیز خشم گرفت چرا که او ابلیس را به آن درخت راهنمایی نمود لذا آواز و دوپای طاووس نگونسارگشت
یا علی اربع خصال من الشقاء ( بدبختی) جمود العین و قساوه القلب و بعد الامل و حب الدنیا
یا علی لاتجامع اهلک لیله النصف و لا لیله الهلال اما رایت المجنون یصرع فی لیله الهلال و لیله النصف کثیرا(تشنج پیدا کردن)
یا علی اذا ولد لک غلام او جاریه فاذن فی اذنه الیمنی و آقم فی الیسری